تبليغاتX
عشق
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
 
کاش اگر گاه کمی لطف بهم ميکرديم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
 
کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف ترين خاطره مهمانی بود
 
کاش دريا کمی از درد خودش کم ميکرد
قرض ميداد به ما گر چه پريشانی بود
 
کاش به تشنگی پونه که پاسخ داديم
رنگ گفتار من و لحن تو انسانی بود
 
( چه قدرشعر نوشتیم برای باران )
غافل از آن دل ديوانه که بارانی بود
 
کاش سهراب نمی رفت به اين زوديها
دل پر از صحبت اين شاعر کاشانی بود
 
کاش دلها پر افسانه ی نيما می شد و
به يادش همه شب ماه چراغانی بود
 
کاش اسم همه ی دخترکان اينجا
نام گلهای پر از شبنم ايرانی بود
 
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق اين زندگی سنگی و سيمانی بود
 
کاش دنيای دل ما شبی از اين شبها
غرق هر چيز که می خواهی و ميدانی بود
 
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 9:3 توسط مهدی خانبابائی |