تبليغاتX
عشق

امروز بار دیگر عشق تو خاطرم را آشفته کرد

خاطرات خوش گذشته که در قبال عشق پاک تو گذشته بود

و این روزها چون شعله های سوزاننده ای رو به خاموشی بود

از نو شعله ور گردید...

می دانم که تو هم گذشته را از یاد نبرده ای

آن روزها که مرا دوست داشتی...و به عشق خود امیدوارم می کردی

به یادت هست یک روز گل زیبائی برایم هدیه فرستادی؟

گل سرخ کوچک قشنگی بود

که حکایت از عشق پاک من و قلب هوس پرست تو می کرد...

برایم نوشته بودی:

"سوگند به اولین عشق که پاکترین آنهاست"

"قلب من برای همیشه جایگاه عشق تو خواهد بود"

"تو را هرگز در زندگی از یاد نخواهم برد..."

"چون تو نخستین عشق منی..."

ولی دریغا تو قول خود را از یاد بردی

مهر خود را از من دریغ نمودی

و آرزوهایم را در هم شکستی

ای کاش هرگز در سر راهم قرار نمی گرفتی تا...

امروز آن گل سرخی که برایم هدیه کرده بودی دارم

و آن یگانه یاد بود عشق پاک من است

امروز دیگر آن گل طراوت و زیبائی آن روز را ندارد

زیرا عشق تو که مایه طراوت و شادابی آن بود

دیگر وجود ندارد...

قلب من امروز این گل خشک را دوست دارد

زیرا خاطرات خوش عشقی که چند صباحی به طول انجامید

در میان برگ های خشک آن مدفون است

این گل گل عشق من بود

ولی افسوس که چه زود از طوفان بی وفائی تو

پژمرده گردید.

پاینده باشید...رهگذر...

 

همیشه دوستت دارم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 1:38 توسط مهدی خانبابائی |


من و تو

هر روز که از ما میگذره عشقم به تو بیشتر میشه

 

باور کن که دیوونتم دیوونه عین همیشه

 

فقط تو پاره تنی به حرمت اشکم قسم

 

بی تو میونه یه عالمی غریبم یه بی کسم

 

سکوت خستم ببین ببین بی تو چه کم شدم

 

همسایه سکوتم تنها رفیق غم شدم

 

صحبت راه دور که نیست بحث دو پای خستم

 

شاکی غصه نیستم نقل دل شکستم

 

لپ کلام ای با وفا بی چک و چونه چاکرم

 

واسه فدای تو شدن من که همیشه حاضرم

 

دوست داشتنت مقدس

 

واسه همین

 

شیرین ترین عبادتی

 

امید روز آخرم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 1:18 توسط مهدی خانبابائی |